رفتن به پارک
سلام پسرکم دیروز وقتی از سر کار اومدم خونه مامان نسرین دنبالت ،پوشک نداشتی و داخل خاط آب بازی می کردی و با زبون شرینت می گفتی:آبازی و چون امتحانات خرداد شروع شده و خاله هم امتحان داشت سریع بابا علی ما رو به خونه برد و با هم تمرین رقص عربی کردیم البته بگذریم از اینکه شما ٥ بار dvd رو خاموش کردي .بعد هم با خاله اعظم و ميعادو دوست خاله اعظم رفتيم پارک. اولش توي چمن ها بازي کردي وقتي بردمت قسمت اسباب بازي ها کلي ذوق کردي و کلي تاب بازي و سرسره بازي کردي . وقتي ميديدي بچه ها از سرسره مياند پايين کلي مي خنديدي و ذوق مي کردي وقتي سوار تاب مي شدي مي خواستي بري سرسره بازي و وقتي مي رفتي سرسره بازي مي کردي مي خواستي سوار تاب بشي.کلي بهت خو...
نویسنده :
مامان الهه
9:57






