سلام گل پسرم
امروز شنبه مورخ 27/3/91 هست و بعد از دو هفته تو رو بردم خونه مامان مريم و اونجا تا ساعت 9:30 گريه مي کردي .بعدم خوابيدي .حالا که ساعت 2 بعد از ظهره، ازت خبر ندارم چون سر جلسه امتحان هستم و نمي تونم بهت زنگ بزنم .راستي ديروز رفتيم باغ باباقدرت البته مهمون زن عمو نسرين.شما کلي آب بازي و خاک بازي کردي و يه دل سير بازي کردي و آتيش سوزوندي...تازه پاي راستت هم درد مي کنه نمي دونم چرا و امروز با بابا علي مي خواهيم دکتر ببريم بيبينيم چي شده که کوچولوي خوشکلم نمي تونه درست راه بره؟؟؟؟ حالا هم مي خوام دوباره برم سرجلسه امتحان . خيلي خيلي دوستت دارم وروجکم بووووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
نویسنده :
مامان الهه
14:05




