محمد امينمحمد امين، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
الينالين، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

محمدامین و الين عزيزم

یه خبر بد دارم . یه خبر بد دارم.

مامان جان ببخشید من دیروز برای تو یادداشوت نذاشتم چون روز سه شنبه عصر متوجه شدیم بابا حسین بابای مامان مریمت فوت شد. خبر خیلی خیلی بدی بود .ما اصلا انتظار نداشتیم چون بابا حسین حالش خوب بود مرگش ناگهانی بود و همه شوکه شدند. روز چهارشنبه شما رو خونه مامان نسرین گذاشتیم و به خونه باباحسین رفتیم  و مراسم خاکسپاری البته شما کوچولوی خودم با امیر حسین اومدید و می خواستی مثل امیر حسین بدوی ولی تعادل زیادی نداشتی و زمین می خوردی و البته اجازه هم نمی دادی دستت رو بگیرم . بعد از خاکسپاری با مامان نسرین رفتی و آخر شب  باباعلیرضات آوردت . با خاله محبوبه و خاله سپیده و خاله سمیه  (خونه با باحسین)کلی بازی کردی و بعدم رفتیم خو...
24 ارديبهشت 1391

رفتن به مزرعه بابايي

 من و محمد امين قندعسل با باباش رفتيم مزرعه بابايي - همش مي خواستي خودت راه بري  ولي تا پات مي رفت روي سنگ سريع مي افتادي-ايشاا... هميشه سالم باشي که شيطنت هاي شرين بکني ...
19 ارديبهشت 1391

مسافرت هایی که رقته

محمد امین خوشگلم دو ماهگی که دل درد شدید داشت یک مسافرت یک روزه به اصفهان داشتی که خیلی اذیت کردی. حدودا چهار ماه و بیست و پنج روزت بود که یک مسافرت یک هفته ای به تبریز و سرعین و آستارا (که در دریا کلی شنا کردی (فیلمش هم موجود هست) - ماسوله رفتیم که شما نی نی ناز خودم اصلاً اذیت نکردی. حدوداً٨ ماه بود یک سفر دو روزه به تهران داشتی که خاله رویات خیلی دوستت داشت و بازی می کرد . الان خیلی دلم براش تنگ شده-
18 ارديبهشت 1391

کارهایی که امین تا 14 ماهگی بلده

تازه یاد گرفته تنهایی بلند بشه و راه بره و توپ را بلند کنه و کلی ذوق می کنه که این کارها را می تونه با هم انجام بده تا امروز موزخ ١٨/٢/٩١ ٧ تا دندون در اورده که ٤ تا بالا و ٣ تا پایین و لثه هم می خواره و وقتی گاز می گیره خیلی خیلی درد داره قایم موشک بازی رو خیلی دوست دارد-حرف هایی مثل بابا-ماما-مه مه- آبه-ده ده- دا دا- اوپ (یعنی توپ)صدای کلاغ(غار)صدای ببعی (بُ-بُ) و کلمه هایی که معنی نمیدن (مثل آبولیلی) رو بلده همیشه دوست داره بره بیرون- دیروز تا از خواب بیدار شد شروع به گریه کردن کرد که چرا منو نمی بری بیرون ؟؟؟؟؟ من هم مجبور شدم از ساعت ٧ بعد از ظهر تا ٨:٣٠ با کالسکه به اتفاق مامان مریمش ببریمش بگردونیمش- شب کلی رقصیدی پسر گلم -خیلی خ...
18 ارديبهشت 1391