دوشنبه مورخ 8/3/91
سلام به وروجک شیطونم
عزیز دلم نمی دونم چرا این روزها نمی تونم برات بنویسم و هر روز می رم مطلب بذارم ولی نمی شه.
دیروز وقتی از سر کار برگشتم خونه مامان مریم خواب بودی. منم از خدا خواسته پیشت خوابیدم تا ساعت ٥:١٠ دقیقه و بعدم از مامان و عمو خداحافظی کردیم و با خاله اعظم رفتیم بازار .یه تاپ و شورت و ٢ تا شلوار و یه بلوز تک و یه تی شرت برات خریدم که برای شش ماهگیت خوب بود .نمیدونم با خودم چه فکری کردم به هر حال باید امروز برم عوضش کنم. شما هم یه بادکنک توی بازار دیدی و با اه اه به من فهمندی اونو می خوای که برات خریدم بهد هم رفتیم صحرای باباقدرت و کلی خاک بازی کردی و سنگ بر میداشتی و پرت می کردی .تازه هم یاد گرفتی به تنهایی از سه چرخه پیاده بشی و من کلی ذوقت رو کردم .شب شد و برگشتیم خونه و شما خوابیدی و امروزم خواب بودی که گذاشتمت خونه مامان مریم و اومدم سرکار. خیلی پسر خوبی هستی و اصلا منو اذیت نکردی .می بوسمت هزار تااااااااااااااااا
راستی یادم رفت بنویسم دندون کرسی سمت راست و بالا هم روز جمعه مورخ ٥/٣/٩١ جوانه زده .ایشااله مبارک باشه و البته خراب و سیاه نشه وچون قطره آهن بهت می دم



دوشنبه مورخ 8/3/91
