نوبت مامان نسرين شروع شد.
محمد امينم از ديروز خدمت مامان نسرين رفتي به مدت 2 ماه آينده . 2 ماه گذشته به خاطر کنکور خاله الهام مامان مريم زحمت نگهداريت رو کشيده . دستش درد نکنه . وقتي بزرگ شدي ازشون تشکر کن . ديروز با امير حسين پسر خاله بازي کردي و اولش دعوا سر اسباب بازي ها و بعد بازي و دوباره دعوا . ساعت 3 بعد از ظهر اونقدر خسته شده بودي که وقتي من رسيدم خونه خواب بودي تا 6.30 . بعد بيدار شدي و روي دستت مورچه رفت و من کشتمش و گفتي مامان برم حموم و دستم رو بشورم و حمام کردي . منم از فرصت استفاده کردم و گفتم ببين اگه روي زمين چيزي بريزي مورچه مي آد و مي ره روي بدنت. ديگه هر چي مي خوري روي زمين نريزي هاااااااااا. الهي فدات بشم...
نویسنده :
مامان الهه
12:05








