محمد امينمحمد امين، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
الينالين، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

محمدامین و الين عزيزم

روز هايي که مي‌گذرد

1392/2/22 10:54
نویسنده : مامان الهه
294 بازدید
اشتراک گذاری

روز چهارشنبه عصر وقتي از سر کار به خونه مامان مريم رفتم که شما رو بيارم ديدم خاله زهرا و فاطمه و زن دايي و دايي اکبر همه اونجا هستند و تازه من يادم افتاد فردا سال بابا حسين خدا بيامرزه ، و همه دارند حلوا درست مي کنند و شما هم اونجا بازي مي کردي. البته ميعاد هم اونجا بوده و  به گفته مامان مريم آتيش سوزونده بوديد. روز پنچ شنبه (سال باباحسين) مامان نسرين نگهت داشت.آخه امتحانات خاله الهام شروع شده و مامانم ديگه نمي تونه شما رو نگه داره. قرار بر اين شد که تا هفت تير که خاله الهام کنکورش رو مي ده مامان مريم زحمت نگه داشتنت رو بکشه و و تير و مرداد هم مامان نسرين و بعدش دوباره نوبتي کنند. دستشون درد نکنه.

سر خاک همش مي خواستي بري لب آب ؛ با مامان نسرين و بابايي رفتيم لب آب و سنگ پرت مي کردي. بعدش بابام ما رو رسود و با بابا علي رفتيم لب آب

و شما هم مشغول بازي بدي که افتادي توي آب و شلوار و کفشت و همه جونت خيس شد.

خلاصه رفتيم خونه . 

شنبه شب هم رفتيم خونه دوست بابات(آقاي ذوالفقاري) اونجا بچه خيلي خيلي خوبي بودي. با امير حسين و طاها بازي کردي . البته يه بچه کوچک که دو ماهش بود اونجا بود و شما مي اومدي و بوسش مي کردي و مي گفتي اي جان و مي خواستي قلش بدي و مي گفتي: ليقي ليقي ليقي

خيلي دوست دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان ماهان
22 اردیبهشت 92 11:22
رجب هنگامه راز و نیاز است



برای عاشقان فصل نماز است



رجب درگاه غفران الهی



برای بندگانش باز باز است..

حلول ماه مبارك رجب مبارك







مسلام ممنونم از اينکه به وبلاگ پسرم سر زديد