محمد امينمحمد امين، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره
الينالين، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

محمدامین و الين عزيزم

شيطون پسرم سلام

1391/6/16 9:50
نویسنده : مامان الهه
167 بازدید
اشتراک گذاری

چون سر کار مي رم يک هفته مامان مريمت زحمت نگه داشتنت رو مي کشه و يک هفته هفته هم مامان نسرينت نگهت  مي داره . خلاصه همه ياري مي کنند تا من بچه داري کنم.اين هفته نوبت مامان مريمه . يه کم اذيت کردي چون همش دنبال ماماني هستي و پيش عمه مرضيه واينميسي . ايشاله وقتي بزرگ شدي زحماتشون رو جبران کني.

تا بيدار مي شي  مي توي راه پله و مي گي ادم ادم. وقتي خاله اعظم و ميعاد مي ايند بالا .همش با ميعاد دعوا مي کني. سر هر چيز کودک دعواتون مي شه و از دست هم مي کشين . با اينکه از هر چيز 2 تا داريند ولي اوني رو مي خواهيند که دست اون يکيتونه. خلاصه يه اعصاب فولادين مي خواد با شما دو تا سرو کله بزنه.

به نسبت بچه خوبي هستي. با بايي رفتي سر ساختمون و کلي خاک بازي کرده بودي و وقتي اومدم ديدمت از سر تا پات پر از خاک بود. سريع بردمت حموم. توي حموم هم فقط مي خواهي آب بازي کني و اصلا دوست نداري سرت رو بشورم . با کلي مکافات سرت رو مي شورم. 

درمورد ميوه ها هم که نگو همين طور راه مي ري مي خوري و اگر هندونه يا طالبي باشه اب از دستات مي چکه  که بيا و تماشا کن. کل اتاقت رو با اسباب بازي هات پر مي کني و امروز هم يک لنگه کفشت رو نمي دونم کجا انداختي ؟ پيداش نکردم از بس که اتاقت شلوغه. خلاصه آخر شب ها وقتي خوابي يه نيم ساعتي فقط اسباب بازي هات رو جمع مي کنم . 

پسر بچه شريني هستي. تا حالا تمام کلماتي که بهت مي گي را تکرار مي کني. دوستت دارم عمر و نفس ماماني و بابايي. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان هوراد
16 شهریور 91 15:29
سلام به محمد امین کوچولو و زبل و مامان گلش جیگرت برم مرد شدی با بابا می ری سر ساختمان از مامان جونات هم نگهداری می کنی آفرین مرد خانه