قند عسل
سلامي به گرمي شيطنتهات
با کلي زحمت مي خواستم خوابت کنم چون خيلي خوابت مي اومدولي چشمت روز بد نبينه همين که پشت چشمات گرم شد ميعاد ور پريده اومد بالا.و تو نخوابيدي اولش دستش به دستگيره در نمي رسيد و در مي زد تا در رو براش باز کنم ولي ديروز براي اولين بار خودش در رو باز کرد. با همم که بازي نمي کنين . همش دعوا مي کنين. ميعاد سرما خورده، ايشاله تو نگيري چون ديروز تا شب همش پيش هم بوديد.
خيلي قشنگ به همه سلام مي کني و سرت رو تکون مي دي و مي گي للام.
تقريبا همه دندونات در اومده.
قربونت برم خيلي دوستت دارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



قند عسل
