بدون عنوان
سلام ديروز خونه مامان نسرين وقتي رسيدم خونه خواب بودي که توي راه دعا مي کردم مامان نسرين نخوابوده باشه که با هم بخوابيم ولي متاسفانه خواب بودي و تا 11 شب هم نخوابيدي. توي خونه باهم بازي کرديم .
مي خوام از جيش بگيرمت . بازت کردم و سه يا چهار مرتبه ازت پرسيدم جيش داري مي گفتي نه دوبار هم سرپات کردم ولي جيش نکردي.اومدي توي خونه و روي سراميک جيش کردي بعدم با خوشحالي به من گفتي ماماني جيش و فرار مي کني. هر چي بهت مي گم بايد قبل از اينکه جيش کني بايد بگي گوشت بدهکار نيست و فکر ميکني باهات بازي مي کنم.
البته اينم مي دونم نبايد تو رو اذيت کنم .چون توي مقاله اي خوندم که به پچه ها سخت نگيري و هيچ بچه اي با پوشک وارد دانشگاه نمي شه .
راستي ديکه بايد برم سر جلسه .خدا حافظ
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بدون عنوان
