محمد امينمحمد امين، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره
الينالين، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

محمدامین و الين عزيزم

حرف زدن هاي محمد امين

1392/4/17 13:10
نویسنده : مامان الهه
279 بازدید
اشتراک گذاری

سلللللللللللام

ديروز کلي خسته بودم و حالم هم خيلي خيلي بد بود. دستت درد نکنه تا ساعت 6 عصر خوابيدي و منم از درد خوابم نمي برد و به خودم مي پيچيدم. وقتي بيدار شدي گفتي: مي خوام برم تراس بازي کنم منم گفتم باشه. و با چرخت رفتي.

محمدامين : مامان ار(کار) نداري ؟

م: نه عزيز دلم کار ندارم

محمدامين : من مرم يه دور بزنم  زود بر ميگدم

م: باشه مامان جان

محمد امين :چيزي نمي خواي؟

م: چرا مامان جان برام نون مي خري؟

محمد امين : باشه . مامان من بول(پول) ندارم. تو داري؟

م:اره عزيزم بيا بگير.(مي آي توي خونه و ازم مي گيري و مي بيرون)

محمد امين : مامان بولم اوم (گم) شد. بازم داري؟

م: آره  ، بفرماييد.

محمد امين: مامان من رفتم.(2 ثانيه بعد)

محمد امين :مامان بيا نون بدير(بگير) 

منم بايد حتماً مي اومدم و ازت مي گرفتم و روز از نو دوباره تکرار مي کردي.

هر وقتم که حالم بد مي شد ،مي اومدي مي گفتي : آب مي خواي؟  سريع ليوان آب رو برام مي آوردي و مي گفتي آب بخور.

عزيز دلم فداي قلب مهربونت برم

دوستت دارم پسر دوست داشتني منماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مادر
17 تیر 92 13:29
پسر دوست داشتنی داری براش اسفند دود کن مطالب جالبی نوشته بودی ایشاء دامادیش لطفا عدد 317 رو به شماره 20008080200 اس ام اس کن تا پسرم تو مسابقه نی نی شکمو برنده بشه مرسی