گل پسرم سلام
بعد از 2 روز تعطيلي و پيشت موندن اومدم سر کار و شما رو خونه مامان نسرين گذاشتم . حالا کل همکارهام هم رفتند خونه و من بايد تا ساعت 3 تنها بمونم . تازه کلي هم گرسنمه.!!!!!!!!!!!!!!
روز پنچ شنبه عصر از سال بيبي خدا بيامرزام که برگشتيم چرخ ميعاد رو گرفتي و خيلي خوشگل تونستي براي اولين بار پا بزني (دو سال و جهار ماه)و از اينکه پا مي زني خوشحال بودي و همش مي گفتي مامان بيبين من بلدم و بيا منو ببين. جمعه و شنبه ميعاد نبود و تو با چرخش کلي بازي کردي ولي با چرخ خودت هنوز نمي توني درست پا بزني چون پاهات درست به پدال چرخت نمي رسه.
ديشب ميعاد از مسافرت برگشت و چرخش رو مي خواست و تو نمي دادي و جنگ صورت گرفت . تو از اين طرف گريه و ميعاد هم از طرف ديگر ،که باباعلي اومد و ديد سر و صدا مياد .اول ميعاد رو فرستاد خونشون و به تو هم گفت چرخش رئ بده . گفتي: نه بابا هم دعوات کرد و چرخ ميعاد رو برديم پايين. شما همچنان گريه مي کردي . من اومدم نازت رو کشيدم و از بابايي هم به خاطر اينکه حرفش رو گوش نکردي معذرت خواهي کردي و آشتي کردين و آجر بازي کردي.و بعدم هم رفتي بغل بابايي و گفتي بابا منو دوست داري؟؟؟؟؟؟؟؟؟( با حالت بغض به گلو)
بابايي هم کلي بوست کرد و قول داد ببردت پارک سوار سرسره بشي.و سرسره بازي کني.
خيلي دوست دارم عمر و نفس ماماني.عزيز للمممممممممممممممم



گل پسرم سلام
