بدون عنوان
سلام به پسرکم
اين روزها به مهد عادت کردي شعر هاي قشنگي ياد گرفتي و مي خوني وقت غذا که ميشه چه روز چه شب هميشه دستا با آب و صابون شسته ي شسته مي شه با ياد و نام الله اول مي گيم بسم اله وقتي شديم سير سير مي گيم الحمد الله
سوره عصر و کوثر را باهم مخلوط مي کني و مي خوني
اعداد را تا شش به انگليسي مي خوني ولي بهت مي گيم SIX يعني چند نمي دوني به ترتيب فارسيش رو ميگي و بعدم انگليسيش رو مي گي آفرين
هروز عصر با ميعاد ميريم دوچرخه بازي + کلي دعوا و گريه . اصلا با هم سازتون نميگه فقط صبري به خاله اعظم بده.
تازه وقتي از دستت در بره . مي گم چرا به من نگفتي ببرمت دسشويي . مي گي بهت گفتم تو منو نبردي!!!!!!!!!!!


دوستت دارمممممم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بدون عنوان
