سال 92 (سال نو مبارک)
قبل از عيد 91/12/28 به سمت قشم حرکت کرديديم.شب اول کرمان رسيديم و اونجا خوابيديم و از اونجا به سمت سيرجان و حاجي آباد و بندر عباس و قشم حرکت کرديم. خوشبختانه به ترافيک نخورديم.شما گل پسرم هم اصلاً اذيت نمي کردي و فقط هر 3 يا 4 ساعت يکبار مي کفتي جيش نگه مي داشتيم و مي گفتي بابا چوب بده و کلاً يادت ميرفت جيش کني و همين که راه مي افتاديدم 10 دقيقه بعد مي گفتي جيش و دوباره روز از نو . حدوداً 3 يا 4 بار ادامه مي دادي تا جيش مي کردي.شب اول توي پارک کروکديل رفتيم و کلي آب بازي کردي (فيلمش رو پاک کردي) 
شب چهارشنبه سوري رو گذرونديم.(خيلي خوش گذشت).
روز بعد رفتيم بازار که کيف خاله رو دزديدندو توي سال تحويل حالمون اساسي گرفته شد. روز بعد رفتيم جنگل حرا رو ديديم که خيلي قشنگ بود و جنگل بر اثر جزر و مد توي شب به زير آب مي رفت و روز ها از آب در مي اومد. و ريشه هاي درخت ها از آب بيرون زده شده بود. روز بعد هم به ديدن دلفين ها با قايق موتوري رفتيم
شما خيلي خيلي مي ترسيدي و يه دستت توي دهنت بود و يه دست ديگه روي چشمات و به من چسبيده بودي و اصلاً چشمات رو باز نمي کردي تا رسيديم به دلفين ها .خيلي قشنگ بودو بعد از اون هم رفتيم بندر عباس کنار ساحل و بعدم بر گشتيم. روز چهارم تعطيلات هم به ديد و بازديد عيد مشغول بوديم تا امروز البته روز 12 هم هم يکم بابات بحثم شد آخه زور مي گه و منم جوابش رو دادم. يکم دلخور بوديم.



سال 92 (سال نو مبارک)
