للام
سلام به گل پسرم
اين چند روزه اتفاقات زيادي افتاده که نمي دونم کدومشو برات بنويسم.
مهمترين اين اتفاقات سفر خاله زهرا به کربلاست. امروز هم مامان نسرين براش مي خواد آش پشت پايي درست کنه .آخ جون آش.gif)
شب ها کلي باهم بازي مي کنيم. اين روزها هوا خيلي سرد شده .
با اينکه بخاري روشنه بازم سردمنه. آخه من خيلي سرماييم- پتو مي آرم و تو تا ميبيني که من توي پتو هستم ميدوي و مي گي سده.سده(سرد)و مي آي توي پتو و تا مي خواد گرممون بشه تو فرار مي کني. و کلا آدمو پشيمون مي کني که بره زير پتو.چون يا مي ري بيرون و 3 ثانيه بعد مياي تو. و کلي مي خندي.
ديروز عصر با هم پياده روي رفتيم. اونقدر راه اومدي .توي راه تا گربه رو مي ديدي اگه به سمتت مي اومد فرار مي کردي
ولي وقتي مي ديدي داره مي ره شير مي شدي و دنبالش مي کردي و مي دويدي.gif)
راستي دوباره يه سرماخوردگي کوچيک هم داري.
دوست دارم عزيز ماماني



للام
